برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری
شاکیم از خدا از زندگیم از روزی که بدنیا اومدم
از روزی که عاشق شدم
از روزی که وارد زندگیم شد
شاکیم از خودم
از تو
از خدا
از همه
...
شاکیم که میگفتی دوسم داری اگ بری میمیرم ولی من رفتم اما
اما چی
اما تو زنده ای
اما تو خوشی با دیگری
هرروز چکت میکنم هرشب
اما تو دیگه رفتی تو رفتی مال یکی دیگه
اما بدون اگه رفتی این دلمم بردی کاش میموندی
اگه بفهمی الان چه حالی دارم مینشستی و مث خودم گریه میکردی
اما نمیفهمی هعی خدا هعی
برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری
می دونم تا ته قصه جدایی در کمینه تو به من امید بده حرف من همینه
میدونم لحظه ی شوم نبودن و نزدیکه امید بده تا ندونم این دنیا چه تاریکه
تاریکه می دونم سخته با من باشی و بدونی باید بری و تنها شم نگو نتونی شاید
نمی گی از هجوم عشق من دلت می گیره می ترسی بدونم و دل از غصه بمیره
می میره سرنوشت سنگ و منم از جنس شیشه ام
برات مهم نباشه بعد از تو چی می شم
تو به من امید بده آرامش بگیرم
بگو بی من راحتی تا راحت بمیرم
F
برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری
برچسب: تنگه,
نویسنده: یاسین اکبری
برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری
شاکیم از خدا از زندگیم از روزی که بدنیا اومدم
از روزی که عاشق شدم
از روزی که وارد زندگیم شد
شاکیم از خودم
از تو
از خدا
از همه
...
شاکیم که میگفتی دوسم داری اگ بری میمیرم ولی من رفتم اما
اما چی
اما تو زنده ای
اما تو خوشی با دیگری
هرروز چکت میکنم هرشب
اما تو دیگه رفتی تو رفتی مال یکی دیگه
اما بدون اگه رفتی این دلمم بردی کاش میموندی
اگه بفهمی الان چه حالی دارم مینشستی و مث خودم گریه میکردی
اما نمیفه
برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری
برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری
کــاش به وقـــت رفتـــن تنهــا یادگـاری أت را هم میبـــردے یــــــڪـــ عــمــــــــر بـی اعـتـــمــــــادے
برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری